X
تبلیغات
شکایت

شکایت

روزگار

سخن بزر گان

 هر چه کاری در بهاران تیر ماهان بدروی

هر کس که زن ندارد آرام تن ند ارد                                                                   

ملامت دوستان به که شماتت دشمنان 

     هر که در   زندگی نانش نخورند در مردگی نامش نبرند (سعدی)

نیست دانا برابر نا دان                        این مثل زد خدای در قران      

 هست با ابله سخن گفتن حنون           پس حواب او سکوت است و سکون    هرشجری را ثمری داده اند                      هر صدفی را گو هری داده اند          هرکه دست از حان بشوید                 هر چه در دل دارد بگوید                        

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 17:53  توسط احمد  | 

اطلاعاتی در باره ی تخم مرغ

این ماده دارای ۳۵ عنصر مختلف است که زرده ان برای حفظ حافظه ورشد اطفال وزخم معده مفید واگر قند دارید و قئای از دست رفته دارید می توا نید از ان استفاده کنید جربی ان از عا لی ترین و سود مندترین انواع چربی هاست  پر ارزش ترین چربیهاست  وغذای شبکه عصبی بدن  است و زرده ان دارای فسفر کلسیم منیزیم    پتاسیم  سدیم گوگرد و اهن وویتامین های آ-د-ای- ک وانواع ویتامین های گروه ب استوشیر زنان را زیاد میکند اگر ان را شست وشو دهیم زود تر خراب میشود و نباید جلو میوه وسبزی قرار گیرد زیرا گاز گوگرد ی که از ان متصاعد میشود باعث خرابی ان ها می شود کسانی که خون زیادی از ان رفته  و دچار ضعف هستند غذایی بهتر از زرده وحود ندارد برای شناسایی تازگی و کهنگی ان محلو ل ۱۲ در صد اب نمک در لیوان ریخته اگر تخم مرغ در ته لیوان عمودی ایستاد تخم مرغ روز و تازه اگروسط محلول معلق بود دو تا سه روز و اگر بالا امده در سطح محلول غو طه ور بود بیش از جهار روز و اگرروی محلول افقی افتاد کهنه و فاسد است( منبع   زبان خوراکیها) دکتر جزایری
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 17:54  توسط احمد  | 

اطلاعاتی در باره ی تخم مرغ

این ماده دارای ۳۵ عنصر مختلف است که زرده ان برای حفظ حافظه ورشد اطفال وزخم معده مفید واگر قند دارید و قئای از دست رفته دارید می توا نید از ان استفاده کنید جربی ان از عا لی ترین و سود مندترین انواع چربی هاست  پر ارزش ترین چربیهاست  وغذای شبکه عصبی بدن  است و زرده ان دارای فسفر کلسیم منیزیم    پتاسیم  سدیم گوگرد و اهن وویتامین های آ-د-ای- ک وانواع ویتامین های گروه ب استوشیر زنان را زیاد میکند اگر ان را شست وشو دهیم زود تر خراب میشود و نباید جلو میوه وسبزی قرار گیرد زیرا گاز گوگرد ی که از ان متصاعد میشود باعث خرابی ان ها می شود کسانی که خون زیادی از ان رفته  و دچار ضعف هستند غذایی بهتر از زرده وحود ندارد برای شناسایی تازگی و کهنگی ان محلو ل ۱۲ در صد اب نمک در لیوان ریخته اگر تخم مرغ در ته لیوان عمودی ایستاد تخم مرغ روز و تازه اگروسط محلول معلق بود دو تا سه روز و اگر بالا امده در سطح محلول غو طه ور بود بیش از جهار روز و اگرروی محلول افقی افتاد کهنه و فاسد است( منبع   زبان خوراکیها) دکتر جزایری
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 17:54  توسط احمد  | 

اطلاعاتی در باره ی تخم مرغ

این ماده دارای ۳۵ عنصر مختلف است که زرده ان برای حفظ حافظه ورشد اطفال وزخم معده مفید واگر قند دارید و قئای از دست رفته دارید می توا نید از ان استفاده کنید جربی ان از عا لی ترین و سود مندترین انواع چربی هاست  پر ارزش ترین چربیهاست  وغذای شبکه عصبی بدن  است و زرده ان دارای فسفر کلسیم منیزیم    پتاسیم  سدیم گوگرد و اهن وویتامین های آ-د-ای- ک وانواع ویتامین های گروه ب استوشیر زنان را زیاد میکند اگر ان را شست وشو دهیم زود تر خراب میشود و نباید جلو میوه وسبزی قرار گیرد زیرا گاز گوگرد ی که از ان متصاعد میشود باعث خرابی ان ها می شود کسانی که خون زیادی از ان رفته  و دچار ضعف هستند غذایی بهتر از زرده وحود ندارد برای شناسایی تازگی و کهنگی ان محلو ل ۱۲ در صد اب نمک در لیوان ریخته اگر تخم مرغ در ته لیوان عمودی ایستاد تخم مرغ روز و تازه اگروسط محلول معلق بود دو تا سه روز و اگر بالا امده در سطح محلول غو طه ور بود بیش از جهار روز و اگرروی محلول افقی افتاد کهنه و فاسد است( منبع   زبان خوراکیها) دکتر جزایری
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 17:54  توسط احمد  | 

حکمت

چهار چيز است که نمي‌توان آن‌ها را بازگرداند... سنگ ... پس از رها کردن! حرف ... پس از گفتن! موقعيت... پس از پايان يافتن! و زمان ... پس از گذشتن!چهار چيز است که نمي‌توان آن‌ها را بازگرداند... سنگ ... پس از رها کردن! حرف ... پس از گفتن! موقعيت... پس از پايان يافتن! و زمان ... پس از گذشتن!

                             

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت 18:27  توسط احمد  | 

دلت پائيزي نشه
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت 19:1  توسط احمد  | 

باد اورده را باد میبرد

روزی رندی از مغاز ه ای پیراهنی دزدید  به فرزند گقت به بازار ببر و بفروش پسر به بازار رفت دزدی دیگر پیراهنش را دزدید به خانه امد پدر گفت چند فروختی او گفت بخ همان قیمتی که خر یده بودی فروختم
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت 18:50  توسط احمد  | 

گرفتاری ادم در دنیا

امام سجاد فرمود انسان  در این جهان هر روز با این عوامل گرفتار است  از جمله واجبات خدا انجام دهد به سنت  پیامبر عمل کند با وسواس شیطان روبروست با هوای نفس مبارزه کند وملک الموت خواستار گرفتن روح و ملکی او را به کردار و اعمال درست دعوت می کند و با الاخره قبر جسم را می خواهد در اغوش کشد
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 18:28  توسط احمد  | 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 19:39  توسط احمد  | 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 19:39  توسط احمد  | 

اقا محمد خان قا جار

اقا محمد دستور داد در شهر کرمان ۱۸۰۰۰ نفر را کور کنند عده ای را کور کردند اما به ۱۸۰۰۰ نرسید او امر کرد فرمان باید اجرا شود  به این حهت تعدادی اطفال بی گناه را کور کردند تا به این تعداد رسید

هر کجا عدل روی بنمو ده است      نعمت اندر جهان بیفزو ده است

هر کجا ظلم رخت افکنده است      ملکت را ز بیخ بر افکنده است 

چنان زی که ذکرت به تحسین کنند    چو مردی نه بر گور نفرین کنند 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 19:23  توسط احمد  | 

مادر موجودی دوست داشتنی

گویند مرا چو زاد مادر                پستان به دهان گرفتن اموخت

شب ها بر گهوا ره ی من               بیدار نشستن و خفتن اموخت

دستم بگرفت وپا به پا برد          تا شیوه ی راه رفتن اموخت

یک حرف و دو حرف بر زبانم           الفاظ نهاد وگفتن اموخت

لبخند نهاد بر لب من                تا غنچه ی گل شکفتن اموخت

پس هستی من ز هستی اوست           تا هستم و هست دارمش دوست

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 19:9  توسط احمد  | 

محبت

محبت هزینه ندارد...

 

دو برادر در کنار هم درمزرعه ی خانوادگی کار می کردند.یکی از آنها ازدواج کرده بود و خانواده ای بزرگ داشت،امابرادر دیگر هنوز مجرد بود.در پایان روز دو برادر سود آن روز را مساوی بین خود تقسیم می کردند.روزی برادر کوچک با خود فکر کرد:نصف کردن سود مزرعه عادلانه نیست،برادر من همسر و چند بچه دارد،در حالی که من تنها هستم به همین دلیل او هرشب پنهانی مقداری از سهم محصول خود را به انبار برادرش می برد و آن جا می گذاشت.از سوی دیگر برادر دیگر نیز فکر می کرد: نصف کردن سود مزرعه اصلا عادلانه نیست.من تنها نیستم،خانه و کاشانه ای دارم،هم صحبت دارم،اما اوهیچ کسی را ندارد وباید به فکر آینده وپس اندازباشد.به همین دلیل نیز هرشب مقداری از سهم محصول خود را به انبار برادر خود می برد.سال ها می گذشت و هر دو مرد همواره متعجب بودند،چون هیچ کدام انبارپر گندم یا خالی از گندم نداشتند،ناگهان یک شب دو برادر در تاریکی شب با سبدی در دست به هم برخورد کردند،سبد ها از دست هر دو به زمین افتادند و بدون هیچ حرفی یک دیگر را در آغوش گرفتند...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 19:49  توسط احمد  | 

داستانی اموزنده

این داستان در قران امده است به نام اصحاب رقیم چنین امده که سه نفرجهت گرذش به بیابانی رفته بو دند که باران سختی می اید ان ها به کوه پناه بردند و در غار رفتند ناگهان سنگی از بالای کوه سرازیر شده در غار گرفته میشود ان ها خوبی های خود را باز گو می کنند یکی از ان ها می گوید شرایطی فراهم شد تابه گناه الودهشوم که خدا را یاد کردم و ان را انحام ندادم سنگ بزرگ کمی دورشد دومی گفت فردی برایم کار می کرد حق او دادم نگرفت برایش چیزی خریدم و بعد همان چیز به او دادم انگاه سنگ کمی دور شد به طوری که نور در غار افتاد ولی نمی توانستند خارج شوند سومی گفت خدایا والدین پیری داشتم غذا برای شان بردم ان ها خواب بودند نخواستم ان ها را بیدار کنم در بالای سر ان ها نگه داشتم تا بیدار شدند به هن ها غذا دادم بعد به خانه رفتم به برکت این عمل خداوند سنگ بزرگ به پایین کوه غلت خورد و این سه نفر نجات یافتند
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 18:49  توسط احمد  | 

قدر جوانی را بدانیم

یکی پیر می رفت خم کرده پشت

جوانی بپرسید ازوی درشت

که ای پیر قدازچه خم کرده ای 

چه جویی دراین ره چه گم کرده ای

بگفتاجوانی برفتم زدست

کنون ازغم اوست پشتم شکست

خمیده قدوچشم درمعبرم

زهرسوی جویای آن گوهرم

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 19:29  توسط احمد  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 19:6  توسط احمد  | 

بد اقبالی

یکی گربه در خانه ی زال بود

که بر گشته  ایام و بدحال  بود

روان شد به مهمان سرای امیر

غلامان سلطان زندش به تیر

چکان خونش از استخوان می دوید

همی گفت واز هول جان می دوید

اگر جستم از دست این پیر زن

من و مو ش وویرانه ی پیر زن

نیرزد عسل جان من  زخم من

قناعت نکو تر بدو شاب خویش

خداوند از ان بنده خرسند نیست

که راضی به قسم خداوند نیست 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 19:6  توسط احمد  | 

لقمان حکیم

روزی ارباب لقمتان به او دستور داد که از بهترین غذا ها درست کند او زبان گوسفند پخت و اورد روزی دگر اربابش گفت بد ترین غذا درست کن باز او همان زبان گوسفند درست کرد واورد ارباب گفت چرا باز هم چنین کردی لقمان گفت

ای زبان هم گنح  بی پایان تویی                      ای زبان هم درد بی پایان تویی

+ نوشته شده در  شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 19:14  توسط احمد  | 

رستگاری در سحر خیزی

بزرگمهر وزیر انوشیروان همیشه صبح زود از خواب بیدار می شد و از پادشاه می خواست او هم صبح زود بیدار شود روزی از روز ها پادشاه نقشه ای کشید  به ما موران فرمان داد تا در راه سحری بایستند این کار انجام شد بزرگمهر را لخت کردند تا رفت لباس عوض کند و بیاید ماموران پادشاه رااز خواب بیدار نمودند هنگامی که بزرگمهر امد پادشاه گفت مگر نمی گفتی که سحر خیز باش تا رستگار شوی وزیر با هوش گفت سحر خیز تر از من کسانی بودند که زودتر از من بیدار شده بودند

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 19:43  توسط احمد  | 

ان کس که توانگرت نم گرداند

روزی حضرت موسی از محلی می گذشت فردی  فقیر و برهنه ای را دید  مرد فقیر  از حضرت در خواست کرد که از خدا بخواهد که او را پول دار کند موسی گفت اگر پول دار شوی کار خطا می کنی و صلاح نیست  مرد اصرار کرد و خدا او را ثروتمند کرد   رورزی از روزها موسی او را دید که او روی زمین افتاده و مردم او را کشان کشان می برند حضرت پرسید جه کرده گفتند مردی را کشته انگاه موسی فرمودند کههن کس که توانگرت نم گرداند                       او مصلخت تو از تو بهتر داند

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 20:0  توسط احمد  |