مکافات عمل
روزی حضرت مو سی از خدا در خواست کرد مکافات ادم های شرور در این دنیا ببیند خدا فرمود به فلان مکانی بروحضرت اجابت کرد دید اسب سواری رسیدوضو گرفت نماز خواند سپس کیسه ای پول در اورد
و شمرد و بعد رفت انگاه کودک پول بر داشت ورفت مرد امد دید مردی کور انجاست او را زد و اخر کشت سپس خدا گفت کودک که پول بر داشت مرد اسب سوار حق پدرش نداده بود به پسر ش رسید ومرد کور که کشته شد در زمان کودکی پدر مرد اسب سوار را کشته بود به این وسیله خدا سزای او را در این جهان داد
از مکافات عمل غافل مشو گندم از گندم بروید جو ز جو
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۸۶ ساعت 19:1 توسط احمد
|