روزی کریم خان زند به فرد دهاتی می رسد می بیند خیلی کثیف است  میگوید جند مد ت یک بار به حمام می روی مرد  روستایی میگو ید حمام جه جایی است کریم می گو ید مکانی که در آب می روند و بدن خود را می شویند مرد رو ستایی میگوید سالی یک بار  بعد کر یم می گوید هفته ا ی یک دفعه من به حمام می روم فرد روستایی  به کریم می گوید کریم هم مر غابی شده